ببخشید جیب شما چند وجبه؟!

خانم رعنا شمس که افتخار همکاریشون را در هفته نامه همشهری جوان و از طریق آقای امین داشتم، فرمودند گفتگویی از سوی ایران دخت درباره اقتصاد ازدواج می خواهند.
فرصتی فراهم کردیم و به گفتگو نشستیم که بخشهاییش را در اینجا میگذاریم.
دکترشیری

 

✔️آقای دکتر شیری، نظر شما در مورد این که در جلسات خواستگاری از مسائل اقتصادی بپرسیم چیست؟ باب پرسش این سوالات را باز کنیم یا نه؟

اقتصاد بخشی از زندگی آدم است که با مشترک شدن زندگی‌اش نه تنها کمرنگ‌تر نمی‌شود، بلکه اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کند. این مسئله هم مثل سلامتی همیشه با ما همراه است و نمی‌شود آنرا تفکیک کرد. اما اینکه این پرسش را چطور باید مطرح کرد، با توجه به جنسیت سوال‌کننده تفاوت وجود دارد.

با توجه به بستر زمانی‌ای که در آن قرار داریم، یعنی با توجه به اینکه اولین بار است که با این شدت با دخترانی مواجه‌ایم که تحصیلات عالیه دارند، شاغل‌اند و بعضا درآمدهایی بیشتر از مردان دارند و مستقل‌اند؛ باید به نکات زیادی توجه کنیم. این دختران چگونه باید بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنند؟ بهتر است قبل از ورود به این بحث، به چند مورد اشاره کنیم. وقتی جامعه‌ به سوی کاپیتالیسم پیش می‌رود، زن به عنوان نیروی کار ارزان‌تر نسبت به هم‌ارز مردانه‌ خود دیده می‌شود و این ادامه نردبانی است که زن را استثمار می‌کند. اگر شرایط برابر باشد، کارفرما حقوق برابری به کارمندان زن خود نمی‌دهد. خب، با این حساب دختر در این سیستم باید حواسش را جمع کند که دارد چه چیزی به دست می‌آورد و چه چیزی از دست می‌دهد. معدل زندگی یک دختر ۳۵ ساله را چه چیزی بالا می‌برد و معدل زندگی یک پسر ۳۵ ساله را چه چیزی بالا می‌برد؟

👈یک دختر ۳۵ ساله اگر ازدواج کرده باشد و فرزند هم داشته باشد یک دفعه می‌بینیم معدل امتیاز زندگی‌‌اش خیلی بالاتر از دختری می‌رود که ۳۵ ساله ا‌ست و هنوز ازدواج نکرده، ولی مثلا موقعیت کاری خوبی دارد.

ملاک امتیاز دادن به زندگی یک دختر ۳۵ ساله نباید همانی باشد که به پسر ۳۵ ساله امتیاز می‌دهد وگرنه دختران استثمار می‌شوند. دختران ما تا قبل از ازدواج به مشکل زیادی برنمی‌خوردند، چون در سیستم مردانه دارند امتیاز می‌گیرند؛ یعنی سیستم مردانه به آنها نمره می‌دهد که نمره‌شان بالاست. اما اگر با سیستم زنانه خودشان امتیازدهی شوند، نمره‌ بالایی نمی‌گیرند. دختران ما چون سربازی نمی‌روند، نسبت به پسران دو سال زودتر وارد بازار کار می‌شوند و به دلیل اینکه معمولا بهتر درس خوانده‌اند، راحت‌تر شاغل می‌شوند و چون همان حس مسئولیت‌پذیری زمان درس خواندن را با خود همراه دارند، ارتقاء شغلی هم می‌گیرند. اما این تا زمان ازدواج مشکلی ایجاد نمی‌کند، هر چند گاهی در خود ازدواج هم تاثیر می‌گذارد، چون بعضی مردان این‌قدر کار کردن را دوست ندارند که البته خیلی هم بی‌راه نیست. درست است این حرف که به دختر بگوییم «تو قانون کار را رعایت نکن و ۸ ساعت تمام سر کار نرو و بیشتر در خانه باش» در حوزه اجتماعی چندان عملیاتی نیست، اما اگر باانصاف به ماجرا نگاه کنیم، زندگی‌ای که مرد و زن هر دو ۸ صبح از خانه خارج شوند و ساعت ۵ بعدازظهر به خانه برگردند درست یا غلط به سمت قهقرا پیش می‌رود. نکته دیگر این است که زنان شاغل بعد از بچه‌دار شدن باید در میزان ساعت کار خود تجدیدنظر کنند و اگر چنین چیزی ممکن نیست، نقش‌های داخل منزل را با همسر یا کسی که بتواند به او کمک کند، تقسیم کنند.

👈خیلی توقع بی‌جا و زیادی است که بخواهیم خانم هم به کار بیرونش برسد و هم امور خانه را مدیریت کند و از همه مهم‌تر از تربیت و نگه‌داری بچه‌اش هم کم نگذارد.

با توجه به نکاتی که گفته شد، در جامعه‌ و شرایط امروز، ناگزیر به پرسش هستیم. اما نکاتی را باید برای سوال پرسیدن در نظر گرفت. این‌که دختر کیست؟ چه‌قدر تحصیلات دارد؟ چندوقت است کار می‌کند؟ برای چه کار می‌کند؟ مثلا به دختری که به خاطر ضعف مالی پدرش از ۲۲سالگی کار کرده نمی‌شود گفت کار نکن. می‌خواهم بگویم نسخه مشترکی چه برای دختر و چه برای پسر نمی‌شود نوشت.

 

✔️چه طور می‌شود از خصوصیتی مثل دست‌ودلبازی یا خساست طرف با سوال اطلاع پیدا کرد؟

با معاشرت. این طور چیزها را فقط می‌شود با رفت‌وآمد فهمید. درست است که آدم‌ها در این رفت‌وآمدها با ویترین‌شان وارد می‌شوند، اما باز هم می‌شود چیزهای خوبی فهمید. مثلا کسی که با همه معذورات مالی این‌قدر شعور دارد که برای جلسه خواستگاری یک دسته‌گل درخور و شایسته تهیه می‌کند، یعنی جنم پول خرج کردن را دارد. می‌دانید بعضی‌ها دارند، ولی دل خرج کردن ندارند. همین‌ هم که کسی ویترینش را خوب نگه می‌دارد، چیز خوبی است. توجه داشته باشید که حفظ ظاهر سوا از ظاهرسازی دروغین است.

 

✔️چه طوری سوال بپرسیم که بهترین و درست‌ترین جواب را بگیریم؟

برای اینکه بتوانیم بپرسیم بهتر است شروع کنیم از خودمان بگوییم؛ بعد با به دست آوردن همراهی و همدلی طرف مقابل او را در بحث شریک کنیم. مثلا: من ۳ سال است کارمند فلان شرکت هستم و درآمدم در ماه ۸۰۰هزار تومان است. فکر می‌کنم با توجه به کارم درآمد مناسبی‌ است. شما چه‌طور؟ اما اینکه چقدر باید روی این موضوع دقیق شد؟ باید بگویم زیاد نمی‌شود. مردان ایرانی یک فکری دارند که نمی‌دانم از کجا آمده؛ می‌گویند نباید در مورد درآمدمان با زنان صحبت کنیم. من می‌گویم زنان نباید زیادی کاوش کنند و مو را از ماست بیرون بکشند و بخواهند ته و توی ماجرا را در بیاورند که مثلا آقا تا تومان آخر پولش را کجا خرج کرده. این کار اساسا به هویت مرد که می‌خواهد سکاندار زندگی باشد، ضربه می‌زند. متاسفانه خانم‌ها سریعا بحث دوست نداشتن و بی‌اعتمادی مردان نسبت به خودشان را پیش می‌کشند. نه، این کار به هیچ کدام از این دلایل نیست! جنس مرد جوری است که فقط می‌تواند کلیات را به اشتراک بگذارد و اگر هم جزئیات را به اشتراک بگذارد، آن‌هم با هم‌جنس خودش است.

 

✔️پرسش نهایی. آیا پرسش در مورد مسایل اقتصادی استنباطی است؟ یعنی باید به آن‌چه صرفا از معاشرت کردن فهمیدیم قناعت کنیم؟

نه. حتما باید شفاف سوال مطرح کنیم. حتی اگر بدانیم طرف چه شغلی دارد و حدود درآمدش چقدر است. با این حال باید از میزان درآمدش و از اهداف کاری‌ا‌ش سوال کنیم: می‌خواهی تا کجا پیشرفت کنی؟ چه برنامه‌ای برایش داری؟ اینکه بپرسیم دوست داری پیشرفت کنی؟ که خب یک جواب بدیهی دارد: بله! چه کسی از پیشرفت بدش می‌آید؟! باید پرسید که چطور می‌خواهد به ارتقا شغلی دست پیدا کند. در مجموع کلاس کاری و کلاس مالی، ‌تعیین‌کننده وضعیت و کیفیت معاش اقتصادی حال و آینده مرد است که با توجه به آن می‌توان اطلاعات خوب و درست‌تری به دست آورد.

 

👈 در همین رابطه پیشنهاد می شود: آموزش غیرحضوری «ازدواج مثبت ۳۶۰»

نوشته ببخشید جیب شما چند وجبه؟! اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

دست رو دست نگذارید …

✍ پرسش:

دوستی دارم ۲۶ ساله، لیسانس ادبیات، مترجم، نویسنده و مدرس. این دختر به خانواده ای در سطح متوسط اقتصادی و فرهنگی تعلق دارد اما رشد فکری خوبی داشته. مشکل او این است که افرادی که در سطح اجتماعی بهتری از او هستند، به خاطر طبقه ی اجتماعی او، مایل به ارتباط جدی برای ازدواج نیستند و از طرف دیگر، پسران خواستگار طبقه خودش هم مناسبش نیستند. اگر هم مناسب باشند، به این فکر می کنند که بهتر از این مورد (شاید دختران طبقات اجتماعی بالاتر) هم پیدا می کنند. این دختر زیباست، طرز صحبت و هوش و ارتباطات اجتماعی اش هم خوب است، برای خود من جای سوال است که چرا موردی مناسب برایش پیدا نمی شود؟

 

👈 پاسخ دکتر شیری:

در این شرایط، وظیفه ی شما که دوستان او هستید جدی تر است؛ یعنی باید نقش معرف آگاه را بازی کنید؛ چیزی که قدیم ها در ایران در بین مردم رایج بود ولی الان نیست اما به کارکردش احتیاج فراوانی هست. حالا چطوری این شیوه پاسخ می دهد، به شما برمی گردد. باید شبکه ای از دوستان خوب او تشکیل بدهید و تصمیم بگیرید تا او را به شکل شبکه ی به آقایانی که شایسته می دانید معرفی کنید و برای این قضیه زمان بندی بگذارید که مثلا ظرف ۳۰ روز آینده به بیش از ۳۰ نفر معرفی اش کنیم. مطمئن باشید وقتی با همسران خودتان یا دوستانتان موضوع را مطرح می کنید، آنها دوستانی دارند که در به در دنبال معرفی یک دختر خوب هستند. در واقع این شبکه دخترانه، وصل است به شبکه ای وسیع تر از مردانی که آنها در بین خود دوستان خوبی دارند برای معرفی های سالم. طبیعی است که از این همه آدم، تنها بعضی هایشان به درد بررسی بیشتر می خورند اما این شیوه آن قدر عجیب و کارآمد است که تعجب خواهید کرد.
یادتان باشد شبکه های مجازی که این روزها دوستان را به هم می رسانند و موجب آشنایی آدم های مشابه می شوند، قدرت خود را از تجربه های دنیای واقعی گرفته اند. اگر بنا باشد دست روی دست بگذارید تا یک آدم حسابی پیدا بشود و به او پیشنهاد بدهد، عملا به دوستتان ظلم کرده اید. باید کاری کنید که او دیده شود. کار سختی هم نیست. مسؤولیت مسائل انتخاب و ازدواج هم البته با خود اوست. دست روی دست نگذارید.

👈 پیشنهاد: آموزش غیرحضوری «ازدواج مثبت ۳۶۰»

نوشته دست رو دست نگذارید … اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

عملیات نهایی operation finale

پوستر فیلم عملیات نهایی operation finale

فیلم عملیات نهایی operation finale -2018 را دیشب دیدم. از اون فیلم دیدنهای از سر خستگی ذهنی که فقط میخواهی کمی ذهنت باز بشود و مدل من فیلم دیدن است که اونقدری جون بگیرم که بعدش کتاب بخوانم.

-داستان فیلم درباره پروژه سازمان جاسوسی اسرائیل ، موساد برای ربودن آدولف آیشمن از آرژانتین جهت احضار به دادگاهی در اورشلیم بود. پرونده ای که اخیرا موساد صد مدرک مرتبطش را منتشر کرد و هنوز بخشهایی از آن مخفی مانده است.

 برنده سابق جایزه اسکار Ben Kingsley

-بازی فوق العاده بن کینگزلی اسکار برده ،  طبیعتا وزن خوبی به فیلم میدهد ولی بقیه داستان بر میگردد به تطهیر یک تیم جاسوسی و نمایش میزان پایبندی ایشان به اخلاق و قانون حتی در هنگام انجام چنین پروژه ای حساس.

  

ویکتور استروفسکی ، جاسوس مستعفی موساد در کتاب فوق العاده راه نیرنگ که نوعی افشاگری نسبت به پروتکلهای جاسوسی اسرائیل است ، بارها اشاره میکند که چگونه تیمهای موساد سعی میکردند که نخست وزیر را به شکلی قانونی دور بزنند که نیتها یخویش را اعمال کنند و این نشان میدهد که همیشه سرویسهای امنیتی ، مدلها و تفسیرهای خود را از مسائل ، فارغ از تفسیر حاکمیت ممکن است پیش ببرند.

  • اکثریت افراد این تیم به نوعی انتخاب شده بودند که مستقیم یا غیر مستقیم در جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، نزدیکانشان را از دست داده باشند .
  • اسرائیل  در سال ۱۹۶۱ ( تقریبا ۱۵ سال پس از پایان جنگ جهانی) با فهمیدن اینکه احتمالا آدلوف آیشمن ، مدیر پروژه آدم سوزی نازیها در یک مزرعه در آرژانتین زندگی میکند ، تصمیم میگیرد که عملیاتی را برای ربودن او تنظیم کند و لذا به بهانه تبریک صد و پنجاهمین سال استقلال آرژانتین ، تیم عملیاتی خود را برای این ماموریت به بوینس آیرس میفرستد ( بسیار شبیه همین تیم ۱۵ نفره امنیتی های سعودی برای قتل روزنامه نگار سعودی در ترکیه خاشقچی) ؛ جاییکه حیاط خلوت بسیاری از نازیهای فراری از آلمان شده بود و شما میتوانید در فیلم به راحتی درک کنید که ماجرای آشویتس به راحتی قابل تکرار است.
  • نکته جالب درباره لو رفتن جای آیشمن این بود که یک افسر نازی فراری به بوینس آیرس این همکاری را کرد و نشان میدهد که حتی در قلب سیستمهای تمامیت خواه نظامی نیز کسانی هستند که قدرت فکر کردن ،  یک رنگ نشدن دارند و این یک ارزش است برای انتخاب کردن.

ویژه‌نامه: هانا آرنت در اورشلیم

هانا آرنت

۱۹۰۶ هانوفر آلمان- ۱۹۷۵ نیویورک

  • اما نکته جالب بعد از تماشای این فیلم این بود که شروع کردم درباره ماجرای فیلم تحقیق کنم و طبیعی بود که به زنی چون هانا آرنِت برسم، تنها فیلسوف زن یهودی آلمانی تبعیدی مهاجر زنده مانده از هولوکاست  که به عنوان روزنامه نگار نیویورکر ، ۵ گزارش درباره  دادگاه آیشمن نوشته است .

  • کتاب ” آیشمن در اورشلیم” حاصل آن پنج مقاله است که به شکل حیرت آوری در ایران ترجمه نشده است هنوز !!!  علی بزرگیان در این شماره مجله اندیشه پویا درباره این کتاب چنین مینویسد :

جنجالی ترین کتاب آرنت. با عنوان فرعی «گزارشی درباره ابتذال». مجموعه گزارش هایی که آرنت از دادگاه آدولف آیشمن در نیویورکر می نوشت. او معتقد بود نظام قضایی، نتوانسته درک مناسبی از ماهیت جنایت در دولت توتالیتر داشته باشد. به باور آرنت جنایت های توتالیتر (این جا نازی ها) اعمال منفرد و مجزای ملتی نیستند بلکه گواه فروپاشی تام و تمام همه معیارهای رفتار در جهان مدرن غربی هستند. به باور آرنت مسئله، گناه آیشمن و بی گناهی یهودیان نبود. ابتذال آیشمن در نظر آرنت این بود که برای تفکر مستقل و انتقادی ناتوان بود، و همین ابتذال بود که بسیاری را به سکوت در برابر نازیسم کشاند.

– هانا میکوشد در گزارشش از آیشمن به ما بفهماند که او نابغه ای که فکر میکردیم هست ، نبوده است و بیشتر یک شیطان درجه دو بوده که علیرغم استفاده از کلمات پرطمطراق فلسفه کانت و …تقریبا فاقد هیچ تفکری بوده است و فقط تفکر پیشوا را میتوانسته بلغور کند! این تصویر ، انتقاد بسیاری را علیه آرنت برانگیخت ولی دیدگاه او مدافعین زیادی نیز دارد. آرنت میگوید ما نمیخواهیم باور کنیم که آنهمه جنایت محصول آدمی معمولی بوده است زیرا دردش را برایمان عمیق تر میکند.

اروین اوربی در مقاله ای تحت عنوان ” ” میکوشد به ما نشان دهد تلاش هانا آرنت را :

آرنت در بخش پنجم از مقالۀ آیشمن، به مورد گروهبان آنتون اشمیت پرداخت که یکی از معدود آلمانی‌هایی بود که به یهودیان کمک کرد. آرنت می‌نویسد، داستان اشمیت نشان‌دهندۀ این است که تمامیت‌خواهی، درنهایت، به توفیق دست نمی‌یابد: 

«در معدود دقایقی که صحبت از کمک‌های یک گروهبان آلمانی بود، سکوتی بر سراسر دادگاه حاکم شد؛ گویی حاضرین به ناگهان تصمیم گرفتند که دو دقیقه به افتخار مردی که نامش آنتون اشمیت بود سکوت کنند. و در آن دو دقیقه، که مثل انفجاری از نور بود در میان ظلمات نفوذناپذیر و فهم‌ناشدنی، اندیشه‌ای به‌روشنی و به‌طرزی بی‌چون‌وچرا و انکارناپذیر، خود را نمایان کرد: چه اندازه همه‌چیز امروز در این دادگاه، در اسرائیل، در آلمان و در سراسر اروپا و شاید در تمامی کشورهای جهان متفاوت می‌بود اگر که می‌شد فقط یک داستانِ دیگر از این دست تعریف کرد!» 

گزارشی از ورود بانو آرنت به ایران

  • ۱۴ اکتبر (۲۲ مهر) سالگرد تولد این زن عجیب است و من قطعا شما را دعوت میکنم که کار خوب تیم ترجمان را درباره او فرصتی اگر کردید بخوانید و لذت ببرید.( ترجمان ) اگر علاقه بیشتری داشتید ، مجموعه کارهای سایت انسان شناسی و فرهنگ را نیز از دست ندهید.
  • امروز در دنیایی به سر میبریم که اسرائیل که هویتش را از سرگردانی قومش و مهاجرین یهودی سرگردان اروپا گرفته است ، خودش میلیونها فلسطینی را آواره کرده است و سوابق آدم کشی و شکنجه سیستمیکش کمتر از نازیها نیست. تلخ تر اینکه بسیاری از کشورهایی که اسرائیل را به شدت زیر سوال میبرند در نسبت با مردمان خویش ، رفتار خطرناکی دارند. این نشان میدهد که علیرغم رشد بزرگ علم در این قرن ، هنوز دنیا بسیار مستعد خشونت های ایدئولوژیک میباشد.
  • این زن در دوران دانشجویی عاشق استاد متاهلش ، مارتین هایدگر مشهور میشود و نامه نگاریهای این دو هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد ولی به هر صورت از درد این عشق ، هجرتی را آغاز میکند به هایدلبرگ تا فوق لیسانس خود را با کارل یاسپرس ، فیلسوف مقابل هایدگر بگذراند .

توتالیتاریسم

نوشته عملیات نهایی operation finale اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

نمیتونم از همسرم انتقاد کنم

✍ پرسش:

سلام دکتر. سؤالی داشتم ازتون. حدود یک سال و نیمه که با خانمم زیر یک سقفیم، چیزیه که هرچی جلوتر میریم داره من رو نگران تر میکنه، چراکه داره دیالوگ های بین من و همسرم رو کاهش میده. اینکه من نمیتونم کوچکترین اعتراض و انتقادی نسبت به مسائل پیش آمده و با عملکرد همسرم داشته باشم و هر اعتراض کوچکی از نظر همسرم به سرعت تبدیل میشه به یه چالش عاطفی بزرگ و این خودش باعث بگومگوی بیشتر ما میشه و در نهایت من متهم میشم که باعث ایجاد این بگومگو شدم! میخواستم بپرسم ریشه ی این موضوع چیه؟ و باید چی کار کرد تا این وضعیت تغییر کنه؟

👈 پاسخ دکتر شیری:

١-یکیش خود موضوع است؛ مثلا ما درباره ی موضوع شخصى همسرمان نقدى داریم که او فکر می کند ما اجازه ی اظهار نظر درباره اش را نداریم، مثلا رابطه اش با خانواده اش، محل کارش
٢- نصیحت و مشاوره و معلمى کنیم ولى فکر می کنیم نقد داریم می کنیم
٣-نقدهاى قبلى به اصطکاک ختم شده است و خاطره خوبى باقى نگذاشته و ناخودآگاه فرد اجتناب می کند با نقدهاى حتى درست آینده
۴- مهارت انتقاد بلد نیستیم، بخصوص انتقاد در رابطه عاطفى که سخت تر هم هست
۵-فرد مقابلمان آدم موفق است: این افراد به راحتى زیربار نمی روند، شاید در مواردى خودشیفته هم باشند، در این صورت بهتر است فرد بداند که در صورت حل نشدن این مشکل، ضرر می کند یا منفعتى را از دست می دهد ( دون تهدید بگو)

در همین رابطه پیشنهاد می شود:

ساختن رابطه عاطفى بدون شکست

امپراطوری رابطه (رهایی از قربانی شدن)

نوشته نمیتونم از همسرم انتقاد کنم اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.