در جستجوی اعتماد به نفس و رسیدن به احساس ارزشمندی

✔️عزت نفس داشتن یعنی اینکه احساس کنیم با ارزشیم. یک سری از جنبه های درک با ارزش بودن فلسفی و در واقع مربوط به فهم ما از ادیان است. به بیان دیگر قسمتی از با ارزش بودن را با رصد در فلسفه و دینی که داریم و درک اینکه به ما اجازه بودن داده شده می توانیم پیدا کنیم.

✔️راه دیگر از طریق تجربه کردن است. اینکه طیف بی ارزشی تا باارزشی را تجربه کنیم و در پی آن بیشتر می توانیم عزت نفس را درک کنیم.

✔️کسی احساس با ارزش بودن می کند که می تواند کار با ارزشی کند. در حقیقت باید به میزانی که جراحت خورده ایم ، کار مثبت انجام دهیم.(تا حس با ارزش بودن کنیم.) گاهی جراحت های عمیق خورده ایم در واقع زخم خورده عاطفی هستیم از خانواده ، از دوست…

مثلا اینکه هیچ گاه در خانواده پذیرفته نشده ایم و ما را در خیلی از جاها قبول نداشته اند. برای درمان باید کارهای خوب انجام داد تا حس مثبت بودن و با ارزش بودن داشته باشیم و به تناسب هرچه کارهای بیشتری انجام دهیم ، زخم های بیشتری التیام می یابند و حس بهتری خواهیم داشت.

✔️ریشه های فرهنگی خود کم بینی :
(ما خود نیز به نوعی قربانی هستیم)

👈 تو بچگی اسباب بازیمون رو باید میدادیم به بچه مهمانمون.
👈 تو مدرسه و دانشگاه همیشه نظر بقیه مهم بود و قدرت نقادی و خلاقیت از ما سلب می شد.
👈 خیلی از اوقات به خاطر یک نمره بد ریاضی، به ما نمره بد شخصیت داده اند.
👈 به بهانه ادب اکثراً توسری خور شده ایم.
👈اکثرمون بدون فلان عطر و ادکلن و آرایش و کرم پودر و فلان لباس جرأت بیرون اومدن از خانه را نداریم.

✔️اگر در جستجوی عزت نفس از دست رفته تان هستید ‏آموزش غیرحضوری از بی ارزشی تا منِ ارزشمند به شما کمک خواهد کرد:

بسته از "بی ارزشی" تا "من ارزشمند"

 

نوشته در جستجوی اعتماد به نفس و رسیدن به احساس ارزشمندی اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

بعد از رابطه

آنچه پدر و مادران به ما نگفته‌اند

شما (شبنم خانم) در یک ارتباط عاطفی قرار دارید (با سپهر) ، اوضاع معمولی است ولی به دلایلی متعدد رابطه مشکل دار میشود و چیزهایی در طرف مقابلتان میبینید که هضمش دشوار است ، تقلا میکنید رابطه را حفظ کنید ولی دور شدن طرف مقابل بیشتر میشود ! کلافه شده اید که چه باید بکنید ؛ نزد مشاور میروید که درست بشه اوضاع ولی بدتر میشه زیرا از سوی سپهر ،متهم میشوید که از جاهای دیگه دارید خط میگیرید! حال خرابی ها شروع میشود تا اینکه رابطه به قهقرا کشیده میشود و تمام !

مدتی میگذرد تا موضوع را بتوانید هضم کنید …نوشتنِ درباره این دوره درماندگی آسان نیست به ویژه آنکه این جمله نیز غلط است که “زمان میگذرد و حل میشه ” الغرض ، تصمیم میگیرید که به زندگی برگردید .

در جریان زندگی عادی افتاده اید که توجهاتی از بقیه دریافت میکنید و پیشنهادهایی ؛بقیه ای که حتی شاید قبلا آرزوی بودن باهاشون را داشتید . وارد رابطه میشوید و هر چی میگذره میبینید که عوض شده اید و گاهی اوقات طرف را تحویل نمیگیرید و حتی بی دلیل آزار میدهید. طرف تقلا میکند رابطه را درست کند و شما باهاش همکاری نمیکنید !

بگذارید همینجا هشدار اصلی ام را بدهم :
شما بخشی درونتان پیدا کرده اید به نام سپهر خانم که دارید با بقیه زندگیش میکنید. بخشی خطرناک ، آزرده و پر از خشم که ناگهان در رابطه بعدی تان میاد بالا ! شما خود سپهر را ( که چقدر شما را آزرد ) شروع به زیستن میکنید . اینجاست که مکانیسم خشم و درماندگی نسبت به بیرون ( سپهر و امثال او) به سمت خودتان سوگیری میشود و شما از خودتان نیز متنفر میشوید . این کار اشتباه است . هر آدم بالغی باید مراقب باشد تاثیراتی که از بقیه روابط جدی اش دریافت میکند ، قطعا بخشهایی معادل در زندگی او ایجاد میکند که ممکن است بدون کنترل او ، شروع به زیستن آگاهانه بکنند.

جالب است بدانید این مکانیسم روانی را شما قبلا تجربه کرده اید :
ما اگر پدری مهربان داشته باشیم ، در روابطمان محتمل است مهربانی از جنس پدر را با بقیه زندگی کنیم یعنی ما هم در دریافت ویژگیهای مثبت ، هم ویژگیهای منفی از این مکانیسم استفاده میکنیم. به همین دلیل شاید لازم باشد که در انتخاب دوست باید دقت کنیم زیرا رفتار بد دوست میتواند تمساح درون خود ما را بیدار کند و بالعکس مجاورت با افراد سالم ، ما را به سمت تعادل و سلامت روان پیش میبرد

عرض آخر :
وقتی رابطه ای به شکلی آزاردهنده تمام میشود که یک نفر شما را کنار میگذارد یا خیانت میکند یا…، باید ضمن سوگواری بر خود و دردهایتان مراقب باشید که حتما اون رابطه را در خلوتتان با درایت و بالغانه بررسی کنید و تصمیم بگیرید زین پس چگونه باشید و چگونه نباشید. مشاور حاذق اینجا میتواند به شما مقداری کمک بکند که متوجه باشید هر تجربه افسردگی ، روح ما را باردار نوعی تازه شدن از خودمان میکند. مراقبت از این جنین ، سقط نکردن آن یا ناقص الخلقه بارنیاوردنش وظیفه بزرگیست که زندگی برعهده مان میگذارد

👈آموزش غیرحضوری پس از جدایی عاطفی و طلاق (با تدریس دکتر شیری)

پس از جدایی عاطÙÛŒ Ùˆ طلاق

 

نوشته بعد از رابطه اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

بیماری راضی کردن دیگران

چند پیشنهاد برای رها شدن از عادتی که همه روابط عاطفی و حتی کاریتان را به هم زده!

✔️نقابِ خوب بودن نزن

نمی شود همیشه همه از شما راضی باشند. بالاخره یک روزی، یک جایی، یک نفری پیدا می شود که همین طور بی دلیل، عشقش می کشد که حتی نوع حرف زدن شما هم روی مخش باشد و راهی ندارد که بتوانید راضی اش کنید. نوع نارضایتی اش منطقی نیست که شما بخواهید منطقی حلش کنید. پس همان بهتر که برخلاف همیشه بنشینید و صورت مساله را پاک کنید و دائم به دنبال تایید این و آن نباشید. این یک بار را به جای اینکه طرفین ماجرا» شما «و »نظر دیگران « باشید،» خودتان «باشید و »نظر خودتان «. آن وقت وجدانتان را قاضی کنید و پیش بروید. شاید وسواس» مهم بودن نظر دیگران «از سرتان افتاد. فکر هم نکنید این حرف ها برای ارتباط با آدم های غریبه یا آنهایی است که فقط در محیط های کاری و … باهاشان سر و کار دارید، در قسمت های قبل گفتیم که این عادت اشتباه حتی در ارتباط با نزدیک ترین آدم ها از مادر گرفته تا همسر، دردسر درست می کند. تعجب نکنید اگر شنیدید دلیل یک طلاق، نه خشونت و خیانت، که زیادی مهربان بودن و انتظار محبت دیدن زیادی بوده! مراقب باشید و اگر موضوع بحث هستید، درمان را شروع کنید.

✔️برای جواب دادن وقت بخرید

عادت بله گفتن ناخواسته را متوقف کنید. هر وقت با درخواست دیگران روبه رو شدید، به جای اینکه فورا به آنها جواب بله بدهید، اول سعی کنید جواب دادنتان را به تاخیر بیندازید و فرصت فکر کردن به خودتان بدهید تا بتوانید انتخاب هایتان را بشناسید و حتی به نتایج هر کدام هم بیندیشید. حالا می توانید خیلی قاطع «بله» بگویید یا در کمال خونسردی چون برنامه تان با درخواستش هماهنگ نمی-شود،» نه «بگویید. حتی می توانید به جای بله یا نه گفتن، یک پیشنهاد دیگر مطرح کنید. مهم ترین مساله این است که برای جواب دادن فرصت فکر کردن داشته باشید. اگر درخواست تلفنی باشد، با این جمله که «ممکن است چند لحظه گوشی را نگه دارید» این حرکت به ظاهر ساده، «چرخه آری و نه گویی» خود به خود را به وقفه می اندازد. این حق مسلم شماست که قبل از جواب دادن، درباره جوابتان فکر کنید. ضمن اینکه هنگام بیان حرف هایتان، قاطعیت داشته باشید. نباید لحنتان حالت ناچارى داشته باشد.

✔️فقط شنونده نباشید، چیزى بخواهید

دوستتان از شما می خواهد که براى یک مهمانى، از روز قبل به کمکش بروید. شما هم دوست دارید که به او کمک کنید ولى نمی-توانید تمام روز از کارتان بزنید و به کمک او بروید. جواب نه و آرى به دردتان نمی خورد. در جواب می توانید پیشنهاد خودتان را مطرح کنید. خیلى روراست به دوستتان می گویید که من خیلى دوست دارم به تو کمک کنم، اما واقعا گرفتار هستم. ولى می توانم یکى دو ساعتى را پیش تو بیایم. اگر این دو ساعت شما به دردش نمی خورد، می تواند از یک نفر دیگر کمک بخواهد. چون شما با توجه به گرفتاری هایتان دو ساعت را براى رفتن به پیش او خالى کرده اید. پس دیگر وظیفه اى ندارید. ضمن اینکه روش پیشنهاد متقابل صرفا نوعى اطلاع دادن است که می گویید این کارى است که می توانید براى دوستتان بکنید و اگر این برایش مفید نیست، خودش جواب »نه «را می گیرد.

✔️خودتان را دائم چک کنید

مهرطلب ها خصوصیات ویژه اى دارند که به آنها اشاره کردیم. باید این خصوصیات را بشناسند و بازنویسی شان کنند. آنها فکر می کنند همیشه باید انتظارات و خواسته هاى دیگران را برآورده کنند. ویرایش این تفکر می شود اینکه شما به خودتان بقبولانید که: » همیشه مجبور نیستید به خواسته ها و انتظارات دیگران جواب مثبت بدهید» می توانید به انتخاب خودتان به هرکسى که مایلید کمک کنید. یعنى اندیشه هاى نادرست یک مهرطلب را با اندیشه هاى درست جایگزین کنید و پیش خودتان قضاوت کنید که در کدام حالت آرامش بیشترى خواهید داشت.

✔️حکم نکنید، امیدوار باشید

هیچ چیز به طور مطلق وجود ندارد. براى خودتان باید و نباید پشت سر هم ردیف نکنید. هیچ بایدى وجود ندارد که دیگران شما را به خاطر این همه کارى که برایشان انجام می دهید دوست داشته باشند. ضمن اینکه گاهى ظاهرا کارتان خوب است ولى در اصل ممکن است به ضرر فرد مقابلتان باشد. پس چه بایدى وجود دارد که او شما را دوست داشته باشد؟ بدانید که همیشه این اتفاق نخواهد افتاد که چون شما براى راضى کردن اطرافیانتان تلاش می کنید، آنها هم همیشه باید شما را تایید و تصدیق کنند. وجدانتان را قاضى کنید و سعى کنید به جاى این تفکر که «دیگران باید قدر مرا بدانند و از من به خاطر کارى که برایشان انجام می دهم تشکر کنند» به خودتان ثابت کنید که طرز فکر درست این است که »امیدوارم دیگران مرا به خاطر کارهایى که برایشان می کنم دوست بدارند». در واقع شما یک کارى را به میل خودتان انجام می دهید و فقط امیدوارید بقیه قدر کارتان را بدانند، نه اینکه صرفا یک عملى را براى قدردانى شدن انجام بدهید.

✔️برون سپارى را یاد بگیرید

حالا تقریبا به جایى رسیده اید که بدانید عزت نفس و ارزش شما به کارى که براى دیگران می کنید بستگی ندارد. می توانید از استرس خودتان کم کنید و با واگذارى انجام کارها به سایرین فرصت بیشترى به خودتان بدهید. در واقع هدف این است که میان کارهایى که براى دیگران می کنید و کارهایى که دیگران براى شما می کنند، تعادل ایجاد کنید. تا امروز نبودن این تعادل باعث شده که مسوولیت زیادى بر دوش شما باشد و استرس ناشى از این مسوولیت سلامتى جسمانى و روانى شما را به خطر انداخته است. شما باید بتوانید بپذیرید حداقل ده درصد از کارهایى که دیگران می توانند براى شما انجام دهند را به آنها بسپارید. به این شکل دیگر نه به شما فشارى خواهد آمد، نه به طرف مقابلتان.

✔️از خودتان مراقبت کنید

مهرطلب ها بیشتر از اینکه به خواسته ها و نیازهاى خودشان توجه کنند، خواسته ها و نیازهاى دیگران برایشان در اولویت است. حتى گاهى اوقات یادشان نمى آید آخرین بار، براى خوشحالى خودشان چه کار کرده اند. حتى اگر باز هم قرار باشد در زمره مهرطلب ها قرار بگیرند، لازم است اول به نیازهاى جسمانى و روانى خودشان برسند تا این طورى به شادى و خوشحالى دست پیدا کنند تا بتوانند به اشخاصى که در زندگی شان مطرحند رسیدگى کنند. خودتان را مجبور کنید همان قدر که شادى دیگران برایتان اهمیت دارد، حداقل هم عرض آن، شادى خودتان هم برایتان پراهمیت باشد. گاهى در تنهایى مطلق!

بسته آموزش غیرحضوری رهایی از تنهایی و مهرطلبی (با تدریس دکتر شیری)

بسته رهایی از تنهایی و مهرطلبی

نوشته بیماری راضی کردن دیگران اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

می‌خواهد مهمانی برود؛ اطلاع دهد یا اجازه بگیرد؟

سردبیر محترم مجله موفقیت سوالی را مکتوب از بنده و سایر نویسندگان مجله پرسیدند که موجب جستاری کوتاه شد و آنرا برایتان نوشتم تا شاید مقبول افتد

 

تفاوت نسل‌ها در خانواده‌ها در ابعاد مختلفی مطرح می‌شود، یکی از ابعاد آن جویا‌‌شدن استقلال‌طلبی و داشتن اتاقی از آن خود است و یا رفتن به سفرهای دوستانه و خارج از جمع خانواده و تقاضای خلوت و سکوتی برای خود و حتی ساعت بازگشت به منزل… این تفاوت از نسلی به نسل دیگر و از خانواده‌ای به خانواده دیگر متفاوت است. به عنوان مثال شکاف یا تفاوتی که میان افکار من و پدرم است با تفاوت افکاری که میان پدرم و پدرش وجود داشت  به اشکال و درجات دگرگونه‌ای تعریف می‌شوند. در این خصوص سوالاتی مطرح شده که در پی می‌آید…

آیا می شود مدعی شد که تفاوت نسل‌ها بیشتر مختص به این دوره است و یا در دوره‌ای خاص شدت گرفته است؟ دلیل این زیاده‌خواهی و یا استقلال‌طلبی افراطی فرزندان که از سوی والدین مطرح شده و از سوی فرزندانشان حقی طبیعی تلقی می شود چیست؟

آیا می‌توان از تفاوتی که میان فرزندان و والدین در سه دهه پیش وجود داشت هم به عنوان شکاف نسل ها یاد کرد؟

خانواده به عنوان رکن اصلی جامعه چقدر در احیای شکاف نسل ها موثر است؟ و آیا اساسا می تواند نقشی در پیشگیری از این پدیده داشته باشد یا اینکه تفاوت نسل ها  امری اجتناب ناپذیر تلقی خواهد شد؟

آیا می توان گفت که جنس این  تفاوت های افکاری میان نسل ها عوض شده  و از دوره ای به دوره دیگر متغیر است؟ ممکن است حتی این تفاوت ها در دوره های بعد نیز اشکال دیگری به خود بگیرند؟

 

ضمن تشکر از طرح  بحث ، نکات زیر به عرض میرسد

  1. بحث شکاف نسلها Generation Gap طبیعتا به درازنای تاریخ  جهانی و تاریخ روایی مذهبی قدمت دارد. در تعبیر نورانی حضرت امیر آمده است که کن ابن زمانک، فرزند زمانه خویشتن باش . یا فرمودند فرزندان خویش را برای زمانه ایشان تربیت کنید
  2. از نظر جامعه شناختی ، انسان از نسل کشاورزی به صنعتی و سپس اطلاعاتی تغییر یافته است .اتفاقی که افتاده عبارت از اینست که سرعت تغییرات اجتماعی و زیستی از ۱۹۵۰ به دلیل انفجار اطلاعات Informational Age  بسیار شتاب گرفته است .اواخر قرن گذشته با ظهور اینترنت و IT عملا بشر در وضعیتی بی سابقه از نظر تغییرات ارتباطی قرار گرفت. ارتباطات تصویری علیرغم فواضل ده هزار کیلومتری با یک تلفن ساده و دیدن تصویر همزمان ، سرعت بالای ارسال اطلاعات هر اتفاقی از جمله جنگ و زلزله و افتادن فلان خواننده موقع اجرا و ظهور شبکه های اجتماعی اینترنتی ( facebook , my space )  و وبلاگ و میکرووبلاگ ( tweeter) ، همه و همه بدون سابقه مشابه در زندگی بشر بود و جامعه شناسان و آسیب شناسان  ، برای اولین بار به این وقایع برخوردند و تحلیلها هنوز مبتنی بر آماری ۲۰-۳۰ ساله است نه ۱۵۰ ساله و….
  3. در این بین پدیده شکاف نسلی که واژه ای جامعه شناختی- روانشناختی است بسبار جدی شد به این معنی که دختر متولد دهه ۷۰ به زبانی دنیا را ادراک میکند و با دوستانش صحبت میکند و از ارزشهایی دم میزند که مادر متولد ۱۳۴۸ او نه آنرا درست درک میکند نه میتواند پاسخی در خور بدانها بدهد
  4. هر چه جامعه سنتی تر باشد ، قوانین جدید ارتباطی و تربیتی دیرتر تغییر میکند منتها تغییر لاجرم است و باید بپذیریم پاسخ به سوال  “دختر خوب کیست؟” امروز بیانی متفاوت دارد در مقایسه با جواب همین سوال در سال۶۵  . به خاطر دارم در مدرسه ای دخترانه جهت سخنرانی دعوت بودم و همه پدرها الزاما آمده بودند زیرا سیاست دبیرستان اعطای کارنامه به پدر دختر بود. الغرض در ابتدای بحث از یک پدر پرسیدم ” دختر خوب چگونه دختریست؟” ایشان مکثی کردند و گفتند :” دختری که هرچی پدرش بگوید ، بگه چشم !” من که جا خورده بودم و خیرسرم اول سخنرانیم یه اژدر دریافت کرده بودم ، پرسیدم ” اون وقت پدر خوب چه پدریست؟ ” ایشان بدون مکث گفتند :” پدری که هرچی بگه دخترش بگه چشم !” و ایشان تقریبا با این جواب در افق محو شد ! وقتی تعاریف براساس اگو و منیت ما تعریف بشه به نتایج مضحکی نیز در تربیت خواهیم رسید.
  5. راهکاری که ما نوشته ایم ؛  شنیدنش خالی ازلطف نیست و البته مدعی جامعیت آن نیز نیستیم و راه برای توسعه و تکمیل آن کاملا باز است :
  • نسل بعدی را اگر میخواهید درک کنید باید تن به یادگیری تکنولوژی های جدید تا حدی بدهید . اپل و اندروید و ویندوز و اپلیکشین و شبکه اجتماعی و game های رایانه ای زمینه هایی هستند که با ورود به آنها میتوانید دنیای فرزندان خود را بهتر درک کنید و البته در مواقع لازم رصد. مادری که نوشته های صفحه اجتماعی دخترش را میخواند بهتر به شناخت  او میرسد تا مادری که فرق موبایل و تبلت را هنوز نمیداند !
  • فلسفه تربیتی خود را بازبینی کنید : بپذیریم مادر و پدر خوب بودن به معنی تعطیل کردن زندگی و فقط “تحلیل زندگی فرزندان “نیست. والدین متعادل بخشی از انرژی خود را میگذارند برای تربیت فرزندان و بخش عمده را برای تعادل زندگی شخصی و تحقق فردیت خود میگذارند و تنها این نوع مرد بودن ، پدری خوب بودن را به ارمغان می آورد. مادری که ورزش شخصی میکند ، امروز برای فرزندان پذیرفته تر است  تا مادری که صبح تا شب به دنبال رتق و فتق امور بچه هاست که متاسفانه آخرش هم ختم میشه به باجگیری عاطفی و رفتارهای مخرب
  • داشتن زندگی شخصی به معنی عدم رعایت دیسیپلینهای معقول نیست.  دیسیپلین به معنی نظم و سازماندهی است نه دیکتاتوری . مطمئن باشید همچنان مصرف مواد مشکوک، پرخوری، بی بندو باری مالی ، دوستان عوضی داشتن ، خط قرمزهای تربیتی فرزندان ماست از آن سو مخالفیم که پدر گوشی فرزند خود را بگردد و به جای گفتگو فرزندش را بازجویی کند. مخالفیم که فرزند هرگز نتواند فردیت خود را در خانه به خاطر استبداد والدین کسب کند. فرزند ۱۶ ساله شما اگر میخواد میهمانی برود هم باید اطلاع دهد هم باید اجازه بگیرد ولی در ۲۶ سالگی فقط باید اطلاع دهد و البته طبق یک norm قابل مذاکره ، ساعت به منزل آمدنش دیرتر بشود. هدف ما اینست که زندگی مجردی این آدم مسوولانه باشد نه محکومانه.

 

👈 آموزش‌ غیرحضوری از والدین کامل تا والدین کافی:

از والدین کامل تا کاÙÛŒ

آموزش غیرحضوری والدین توانگر:

بسته والدین توانگر

نوشته می‌خواهد مهمانی برود؛ اطلاع دهد یا اجازه بگیرد؟ اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

سفر زندگی زن : مجوز سقوط یا صعود

سقوط یا صعود ، در زندگی هر کسی هست  که اتفاقی نیست

داستانی در اسطوره ها هست به اسم افرودیت و سایکی که حکایت سفر زندگی زنان در بخشهایی حیرت آور از این داستان تجلی می یابد و کسانی مثل رابرت جانسون در کتاب she به زیبایی در این باره نوشته اند

سایکی دختری زیباروی است که در زیبایی پهلوی  الهه ای خطرناک مثل افرودیت میزند و از همینجا ، مسیر سقوط و نفرین را بر خود میخرد. اینکه آفرودیت چه بلایی سر سایکی آورد، بماند ولی در میانه داستان ، سایکی برای اینکه به محبوب خود ، اروس، پسر افرودیت (!) برسد باید از چهار خوان بگذرد !

درخوان چهارم ، امتحان سایکی سخت است. سایکی باید به دنیای زیرین برود ( دنیای مردگان که پرسفون در آنجا ملکه است) تا مرهم زیبایی پرسفون را  برای آفرودیت بیاورد و البته ممنوع شده براش که در این بسته کوچک را باز کند. طبیعیست سایکی وقتی سختی کار را میبیند باز نا امیدمیشود و میخواهد خودکشی کند و لذا از برجی بالا میرود که خودش را پرت کند ؛ در این اثنا ، صدایی غیبی به او رازهای نفوذ به دنیای مردگان و برگشت به دنیای زندگان را یاد میدهد.

اولین نکته ای که یک زن باید بیاموزد این است که گذر از دنیای زیرین، بهایی دارد و آمادگی قبلی می طلبد. سفر به درون یعنی گذر کردن ، نه اینکه بریم و در اعماق درون بمونیم و توهم خودسازی بزنیم .مهم این است که تصمیم بگیریم و نگذاریم خانم هاویشام قصر روحمان شویم.

یک خواهر، مادر یا برادر و پدر بد داشتن،  مجوزی برای بد زیستن یا تن دادن به اجبار نیست. آدمهای زیادی در تاریخ هستند که صرف اینکه قربانی کسی بودند، برایشان بهانه ای نشده است که به خفت تن بدهند. بسیاری از انسان های بزرگ هستند که یک اشتباه در زندگی، برایشان مجوز ادامه آن اشتباه تا ابد نبوده است. با دستکاری زخم، زخم خوب نمی شود. خیلی ها زخم هایشان را شخم می زنند چون این وجود زخم است که به آنها اعتبار می دهد. اعتباری که شاید مثل توجه یا احساس خاص بودن جلوه کند.

ما اگر می خواهیم سرمایه ها را حفظ کنیم باید آماده شویم، باید رد شد. باید بگذاریم زخم ها خوب شود

در همین رابطه آموزش غیرحضوری 
شفای زنانگی ۲

نوشته سفر زندگی زن : مجوز سقوط یا صعود اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

می خواهم در ذهنش بمانم

در اولین جلسات دیدار، مى خواهم در ذهن خواستگارم خوب به نظر بیایم و در ذهنش بمانم. چه کار باید بکنم؟

✍️یکى از کارهاى غلط که اغلب انجام مى دهند، تلاش زیاد برى تحت تاثیر قرار دادن طرف است، کارهایى مثل لطیفه گفتن. بعضى ها هم ترجیح مى دهند به جاى رفتار رسمى، طورى رفتار کنند که طرف احساس راحتى کند. کارى که به طور ویژه براى پسرها خطرناک است، چون ممکن است ذهن طرف را به جاى سوق دادن به سوى ازدواج، به افکار دیگر بکشاند! در عین حال، آرامش زیاد هم باعث می شود که ویژگى خاصى براى در ذهن دیگرى ماندن وجود نداشته باشد. بدیهى است که صحبت کردن در مورد توانمندی هاى مدیریتى و پروژه هاى کارى بیشتر به درد مصاحبه شغلى می خورد تا تحت تاثیر قرار دادن یک خانم. یادمان باشد، تحت تاثیر قرار دادن یعنى وقتى از او جدا می شویم، لااقل یک ویژگى خاص ما در ذهن او باقى بماند تا براى دیدار مجدد رغبت داشته باشد.

✔️وقتى مى خواهید کسى را تحت تاثیر قرار بدهید ، به این فکر کنید که او هم احتمالا تلاش می کند شما را تحت تاثیر قرار بدهد؛ پس شما هم به او همین حس را بدهید. بگذارید خودش را کامل عرضه کند. وقتى از موفقیت هایش حرف می زند با هیجان گوش کنید (منظور ریاکارى نیست، معنى اش درست گوش کردن است). در این صورت به خیلى چیزهاى بیشترى از این آدم پى خواهید برد.

✔️اگر او مردى است که از تجربه موفق کاری اش حرف می زند، بگویید که براى شما جالب است که در این وضعیت بیکارى خیلى از مردان، او شرایط کارى خوبى دارد. اگر دخترى است که از موفقیت تحصیلى اش مى گوید، خیلى ظریف به او نشان بدهید که به هوش و پشتکارش افتخار می کنید.

✔️فراموش نکنید که هر کسى قبل از عنوان هاى کارى و اجتماعی اش، یک انسان با ویژگى هاى جنسیتى خودش است. بی توجهى به جنسیت مخاطب در بحث آشنایى هاى ابتداى ازدواج، باعث خطایى تلخ خواهد شد. به یک زن این حس را بدهید که زن است و براى شما جذاب. همیشه چیزهایى هست که از نظر یک آدم باهوش از دست نمی روند.

✔️وقتى همه سعى می کنند از موفقیت هاى خودشان حرف بزنند، شما به سادگى از شکست هاى کوچک و تلاشتان براى احیاى زندگى صحبت کنید تا بتوانید قدرت همدلى طرف را محک بزنید. استفاده به موقع از طنز درحالى که طرف جدیت ما را دیده است هم کار ظریفی است که باید با مهارت انجامش بدهید.

 

👈 پیشنهاد می شود: آموزش غیرحضوری «ازدواج مثبت ۳۶۰»

 

نوشته می خواهم در ذهنش بمانم اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

ببخشید جیب شما چند وجبه؟!

خانم رعنا شمس که افتخار همکاریشون را در هفته نامه همشهری جوان و از طریق آقای امین داشتم، فرمودند گفتگویی از سوی ایران دخت درباره اقتصاد ازدواج می خواهند.
فرصتی فراهم کردیم و به گفتگو نشستیم که بخشهاییش را در اینجا میگذاریم.
دکترشیری

 

✔️آقای دکتر شیری، نظر شما در مورد این که در جلسات خواستگاری از مسائل اقتصادی بپرسیم چیست؟ باب پرسش این سوالات را باز کنیم یا نه؟

اقتصاد بخشی از زندگی آدم است که با مشترک شدن زندگی‌اش نه تنها کمرنگ‌تر نمی‌شود، بلکه اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کند. این مسئله هم مثل سلامتی همیشه با ما همراه است و نمی‌شود آنرا تفکیک کرد. اما اینکه این پرسش را چطور باید مطرح کرد، با توجه به جنسیت سوال‌کننده تفاوت وجود دارد.

با توجه به بستر زمانی‌ای که در آن قرار داریم، یعنی با توجه به اینکه اولین بار است که با این شدت با دخترانی مواجه‌ایم که تحصیلات عالیه دارند، شاغل‌اند و بعضا درآمدهایی بیشتر از مردان دارند و مستقل‌اند؛ باید به نکات زیادی توجه کنیم. این دختران چگونه باید بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنند؟ بهتر است قبل از ورود به این بحث، به چند مورد اشاره کنیم. وقتی جامعه‌ به سوی کاپیتالیسم پیش می‌رود، زن به عنوان نیروی کار ارزان‌تر نسبت به هم‌ارز مردانه‌ خود دیده می‌شود و این ادامه نردبانی است که زن را استثمار می‌کند. اگر شرایط برابر باشد، کارفرما حقوق برابری به کارمندان زن خود نمی‌دهد. خب، با این حساب دختر در این سیستم باید حواسش را جمع کند که دارد چه چیزی به دست می‌آورد و چه چیزی از دست می‌دهد. معدل زندگی یک دختر ۳۵ ساله را چه چیزی بالا می‌برد و معدل زندگی یک پسر ۳۵ ساله را چه چیزی بالا می‌برد؟

👈یک دختر ۳۵ ساله اگر ازدواج کرده باشد و فرزند هم داشته باشد یک دفعه می‌بینیم معدل امتیاز زندگی‌‌اش خیلی بالاتر از دختری می‌رود که ۳۵ ساله ا‌ست و هنوز ازدواج نکرده، ولی مثلا موقعیت کاری خوبی دارد.

ملاک امتیاز دادن به زندگی یک دختر ۳۵ ساله نباید همانی باشد که به پسر ۳۵ ساله امتیاز می‌دهد وگرنه دختران استثمار می‌شوند. دختران ما تا قبل از ازدواج به مشکل زیادی برنمی‌خوردند، چون در سیستم مردانه دارند امتیاز می‌گیرند؛ یعنی سیستم مردانه به آنها نمره می‌دهد که نمره‌شان بالاست. اما اگر با سیستم زنانه خودشان امتیازدهی شوند، نمره‌ بالایی نمی‌گیرند. دختران ما چون سربازی نمی‌روند، نسبت به پسران دو سال زودتر وارد بازار کار می‌شوند و به دلیل اینکه معمولا بهتر درس خوانده‌اند، راحت‌تر شاغل می‌شوند و چون همان حس مسئولیت‌پذیری زمان درس خواندن را با خود همراه دارند، ارتقاء شغلی هم می‌گیرند. اما این تا زمان ازدواج مشکلی ایجاد نمی‌کند، هر چند گاهی در خود ازدواج هم تاثیر می‌گذارد، چون بعضی مردان این‌قدر کار کردن را دوست ندارند که البته خیلی هم بی‌راه نیست. درست است این حرف که به دختر بگوییم «تو قانون کار را رعایت نکن و ۸ ساعت تمام سر کار نرو و بیشتر در خانه باش» در حوزه اجتماعی چندان عملیاتی نیست، اما اگر باانصاف به ماجرا نگاه کنیم، زندگی‌ای که مرد و زن هر دو ۸ صبح از خانه خارج شوند و ساعت ۵ بعدازظهر به خانه برگردند درست یا غلط به سمت قهقرا پیش می‌رود. نکته دیگر این است که زنان شاغل بعد از بچه‌دار شدن باید در میزان ساعت کار خود تجدیدنظر کنند و اگر چنین چیزی ممکن نیست، نقش‌های داخل منزل را با همسر یا کسی که بتواند به او کمک کند، تقسیم کنند.

👈خیلی توقع بی‌جا و زیادی است که بخواهیم خانم هم به کار بیرونش برسد و هم امور خانه را مدیریت کند و از همه مهم‌تر از تربیت و نگه‌داری بچه‌اش هم کم نگذارد.

با توجه به نکاتی که گفته شد، در جامعه‌ و شرایط امروز، ناگزیر به پرسش هستیم. اما نکاتی را باید برای سوال پرسیدن در نظر گرفت. این‌که دختر کیست؟ چه‌قدر تحصیلات دارد؟ چندوقت است کار می‌کند؟ برای چه کار می‌کند؟ مثلا به دختری که به خاطر ضعف مالی پدرش از ۲۲سالگی کار کرده نمی‌شود گفت کار نکن. می‌خواهم بگویم نسخه مشترکی چه برای دختر و چه برای پسر نمی‌شود نوشت.

 

✔️چه طور می‌شود از خصوصیتی مثل دست‌ودلبازی یا خساست طرف با سوال اطلاع پیدا کرد؟

با معاشرت. این طور چیزها را فقط می‌شود با رفت‌وآمد فهمید. درست است که آدم‌ها در این رفت‌وآمدها با ویترین‌شان وارد می‌شوند، اما باز هم می‌شود چیزهای خوبی فهمید. مثلا کسی که با همه معذورات مالی این‌قدر شعور دارد که برای جلسه خواستگاری یک دسته‌گل درخور و شایسته تهیه می‌کند، یعنی جنم پول خرج کردن را دارد. می‌دانید بعضی‌ها دارند، ولی دل خرج کردن ندارند. همین‌ هم که کسی ویترینش را خوب نگه می‌دارد، چیز خوبی است. توجه داشته باشید که حفظ ظاهر سوا از ظاهرسازی دروغین است.

 

✔️چه طوری سوال بپرسیم که بهترین و درست‌ترین جواب را بگیریم؟

برای اینکه بتوانیم بپرسیم بهتر است شروع کنیم از خودمان بگوییم؛ بعد با به دست آوردن همراهی و همدلی طرف مقابل او را در بحث شریک کنیم. مثلا: من ۳ سال است کارمند فلان شرکت هستم و درآمدم در ماه ۸۰۰هزار تومان است. فکر می‌کنم با توجه به کارم درآمد مناسبی‌ است. شما چه‌طور؟ اما اینکه چقدر باید روی این موضوع دقیق شد؟ باید بگویم زیاد نمی‌شود. مردان ایرانی یک فکری دارند که نمی‌دانم از کجا آمده؛ می‌گویند نباید در مورد درآمدمان با زنان صحبت کنیم. من می‌گویم زنان نباید زیادی کاوش کنند و مو را از ماست بیرون بکشند و بخواهند ته و توی ماجرا را در بیاورند که مثلا آقا تا تومان آخر پولش را کجا خرج کرده. این کار اساسا به هویت مرد که می‌خواهد سکاندار زندگی باشد، ضربه می‌زند. متاسفانه خانم‌ها سریعا بحث دوست نداشتن و بی‌اعتمادی مردان نسبت به خودشان را پیش می‌کشند. نه، این کار به هیچ کدام از این دلایل نیست! جنس مرد جوری است که فقط می‌تواند کلیات را به اشتراک بگذارد و اگر هم جزئیات را به اشتراک بگذارد، آن‌هم با هم‌جنس خودش است.

 

✔️پرسش نهایی. آیا پرسش در مورد مسایل اقتصادی استنباطی است؟ یعنی باید به آن‌چه صرفا از معاشرت کردن فهمیدیم قناعت کنیم؟

نه. حتما باید شفاف سوال مطرح کنیم. حتی اگر بدانیم طرف چه شغلی دارد و حدود درآمدش چقدر است. با این حال باید از میزان درآمدش و از اهداف کاری‌ا‌ش سوال کنیم: می‌خواهی تا کجا پیشرفت کنی؟ چه برنامه‌ای برایش داری؟ اینکه بپرسیم دوست داری پیشرفت کنی؟ که خب یک جواب بدیهی دارد: بله! چه کسی از پیشرفت بدش می‌آید؟! باید پرسید که چطور می‌خواهد به ارتقا شغلی دست پیدا کند. در مجموع کلاس کاری و کلاس مالی، ‌تعیین‌کننده وضعیت و کیفیت معاش اقتصادی حال و آینده مرد است که با توجه به آن می‌توان اطلاعات خوب و درست‌تری به دست آورد.

 

👈 در همین رابطه پیشنهاد می شود: آموزش غیرحضوری «ازدواج مثبت ۳۶۰»

نوشته ببخشید جیب شما چند وجبه؟! اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.