خانم میزل شگفت انگیز – The Marvelous Mrs. Maisel

فصل اول سریال خانم میزل شگفت انگیز –The Marvelous Mrs. Maisel  اینقدر جایزه برده که نمیشد بی خیالش شد ( خطر لو رفتن داستان در ادامه)

 

  •  سریالی ۸ قسمته ، تا حدی موزیکال ، کمدی، درباره زندگی میریام ۲۶ ساله،  دختری کلیمی در نیویورک سال ۱۹۵۸ که همه چیز دارد ، طبقه خانوادگی بالاتر از متوسط ، منزل پدری باکلاس و پدری استاد دانشگاه و مادری خانه دار و شوهری بیزینس من که با عشق ازدواج کرده اند و دو فرزند زیبا
  • شوهر ( جول) با تشویقهای بینظیر میریام ، میخواهد زندگی کاری دومی را به عنوان کمدین داشته باشد و بارها و بارها با هم تلاش میکنند ولی در اجرای آخرش در یک کافه لاله زاری نیویورک ، شکست میخورد و سرخورده چنان دچار فروپاشی میشود که به زنش اعلام میکند من با منشی ام در رابطه ام و خانه را ترک میکند : اخراج میریام از بهشت ظرف چند دقیقه
  • خانواده سنتی کلیمی و آداب و احوالشان از باحال ترین سوژه های این فیلم است. من شخصا در ایران از بچگیم تو محله مون و بعدها تو درو همسایه ، دوستان کلیمی عالی دارم و در انگلستان نیز همینقدر بگویم که هر جا ایرانی هست و داره خرید میکنه ، کلیمی ها هم هستند و به طور باورنکردنی وقتی باهاشون دمخور میشی، میفهمی شبیهیم !!! هم قیافه هامون هم ادا  اصولهامون، هم دماغهامون شبیه همه ! در ایران بارها به لطف شاگردان کلیمی ام در کنیسه و جشنهای سنتی کلیمیان شرکت کرده ام . این فیلم بارها آینه ای دستم داد که فرهنگ شبیه خانواده های خودمان را در قلب نیویورک ببینم و بخندم.

  • میریام بعد از ترک شدگی اون هم به اون شکل فجیع ، میخواهد از فشار خانواده اش بیرون بیاید و میرود دنبال کار و همزمان یکشب که بسیار سن ایپ درصد بالا خورده بود ، شروع به استندآپ کمدی میکند در همان کافه لاله زاری و بسیار خنده دار اجرا میکند در حالیکه عملا داشت از مسائل تلخ زندگی خودش تعریف میکرد…این قضیه مقدمه تلاش او برای کمدین شدن میکند و در این راه باید با مردان سنتی و ایده های مردسالارانه مبارزه کند
  • تحول آرکتایپی زن پرسفونی به زن آرتمیسی در این فیلم بسیار زیبا طراحی شده است
  • ژول چرا باید خیانت کند؟ به دلیل فروپاشی درونی…به دلیل تله استحقاق که پدر ثروتمند معرورش بهش تزریق کرده که همیشه باید نفر بالادستی بشود، موفق شود ،  به هر قیمتی و در این بین ، کاری مثل کمدین شدن ، فقط لذت شخصی نیست ، شروع انتقام خاموش از پدر JEWISH سنتی هم هست. زندگی خویش را ساختن به هر قیمت ولو نابودی اعتبار خانواده. ژول در این راه استقلال ناموفق است و بارها در تقابل با پدرش قصد دارد خودش را اثبات کند ولی نمیتواند.  الکلی شدن ، رفتارهای خارج از ازدواج extramarital ویژگی این مردان میشود. ژول در رابطه دومش نیز ناموفق است زیرا به شدت احساس بازندگی دارد به خاطر از دست دادن خانواده ( زن زیبا و فرزندان) هرچند کلی ارتقای شغلی گرفته ولی حالش به شدت بد است تا برگردد نزد زنش ولی نمیداند که زن تغییر کرده است ! این زن طعم استقلال روانی و اجتماعی را بیش از قبل چشیده است و بهشت قبلی جول ، اکنون شاید بهشت نباشد.
  • رابطه میریام با مادرش بسیار قابل توجه است. رز زنیست هرا تایپ در خدمت خانواده ، او حتی نمیخواهد شوهرش بفهمد که این پوست زیبا محصول هر شب کرم زدن است. او با ارایش کامل میخوابد ( مثلا) و وقتی مطمئن شد شوهرش به خواب رفته ریع به دستشویی میرود و ارایشش را پاک میکند و ماسک زیبایی میزند و برمیگردد به رختخواب و صبح نیز قبل از بیدار شدن شوهرش بدو بدو میرود و آرایش میکند تا شوهر موقع باز کردن چشم روی آراسته او را ببیند. میریا عینا این کارها را برای شوهرش انجام میدهد. دختران میرا دار شیوه تربیتی مادران هستند ! رز شخصیتی مستقل ندارد و اگر انقلاب میکند در قسمت ۷-۸ به خاطر خودش نیست بلکه به خاطر احساس محرم راز نبودن در خانه است که کاملا رفتارش عوض شده است و شوهرش نیز شوکه شده است از این تنبیه

فیلم طولانی است ولی زیباست، داستان اوج و فورد و یک زن امیدوار را نشان میدهد و دهها نکته دیگر. فصل دوم این فیلم اذرماه امسال عرضه میشود و فصل سه نیز در حال ساخت است!

 

نوشته خانم میزل شگفت انگیز – The Marvelous Mrs. Maisel اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

نوسانات خلق و خو در یک رابطه عاطفی

✍ پرسش:

نوسانات اخلاقی در یک رابطه ی عاطفی رو چطور میشه به حداقل رسوند؟ چطور میشه متعادل در یک رابطه ی عاطفی رفتار کرد و باقی موند؟ گاه بسیار مشتاق و پرهیجان و گاه سرد و بی تفاوت بودن از چه نشئت میگیره؟ آیا این نوسانات به شکل دائم و مداوم عادیه و اگر نیست دلیلش چی میتونه باشه؟ چطور میشه این نوع رفتار و برخورد رو اصلاح کرد؟ و در مواجهه با چنین پارتنر عاطفی ای، درست ترین واکنش و برخورد چیست؟

 

🎧 پاسخ صوتی دکتر شیری:

 

👈 آموزش غیرحضوری مرتبط: ساختن رابطه عاطفی بدون شکست

نوشته نوسانات خلق و خو در یک رابطه عاطفی اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

آیا رابطه ی تمام شده را میتوان دوباره احیا کرد؟

✍ پرسش:

آقای دکتر سلام یه سؤال داشتم. میخواستم بدونم روابطی که طی جریانی (به هر دلیل) از هم پاشیده، و دو طرف چند وقت همو ندیدن یا با هم رابطه ای نداشتن، این روابط میتونه مثل اول خوب بشه دوباره؟ یا هیچ وقت مثل اول نمیشه؟

 

🎧 پاسخ صوتی دکتر شیری:

 

نوشته آیا رابطه ی تمام شده را میتوان دوباره احیا کرد؟ اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

با نامزد خودشیفته ام چه کنم؟

✍ پرسش:

من مدت ۵ ماه است با آقایی در ارتباطم و ارتباط خوبی هم داریم و من خیلی از ویژگی های ظاهری و اخلاقی ایشون رو دوست دارم. تنها مشکلی که دارم با ایشون اینه که خودشیفته است. با اینکه در رفتار با من خیلی مراعات می کنه اما نمیدونم در درازمدت چی میشه. من چطور باید باهاش رفتار کنم؟ مسلما چون مرده به راحتی نمیره پیش مشاور و به قول خودتون مردها وقتی به مشکلی گرفتار میشن میرن سراغ درمانش.

 

🎧 پاسخ صوتی دکتر شیری:

 

نوشته با نامزد خودشیفته ام چه کنم؟ اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

هیولا شدن یا نشدن، مساله اینست( درباره مینی سریال Patrick Melrose=پاتریک ملورز)

سریالی ۵ قسمته بر اساس کتابی از ادوارد سنت آین ساخته شده است که با بازیهای حیرت آور بندیکت کیومبربچ Benedict Cumberbatch سر و صدایی برای خودش کرده است.

داستان ( مراقب باشید اگر سریال را دیده اید لو نرود)

  • ماجرا با خبر مرگ پاتریک از طریق تماس تلفنی شروع میشود و دوربین مردی را نشان میدهد که پای تلفن خم میشود و تو گمان میکنی از حجم غم این خبر است ولی شوک اولیه آنجاست که او خم میشود سرنگ تزریق هروئین را از زمین بردارد و شما متوجه اعتیاد شدیدا تاریک این مرد به هروئین ، الکل و کوکائین میشوی و سفرش به نیویورک برای تحویل خاکستر جنازه پدر

  • اینهمه دست و پا زدن در موار غیر طبیعیست ولی در اپیزود دوم است که متوجه میشویم در باغی بی نهایت زییا و فرانسوی با تابستانی رویایی ، جنایتی خاموش توسط پدر این پسر بچه انگار در حال وقوع است و اینجاست که ترسی وحشتناک از پدر این خانواده ( دیوید ملورز) بیننده را فرا میگیرد زیرا فیلم دقیق نشان نمیدهد چه اتفاقی احتمالا در حال وقوع است ( تا صحبتهای اپیزود ۵)

 

  • داستان به کلیشه اعتیاد و اراده و ترک نمی افتد زیرا موضوعش اعتیاد نیست ، موشوعش رنج عمیق آدمیست که با مواد و الکل از درونش میخواهد فرار کند و صدای وحشتناک درونش را میخواهد خاموش کند و در لحظه هیولایی که از درون دارد فرد را محو میکند ، از او در بیرون یک هیولای دیگر ساخته است در پایمال کردن حق دیگران و …

 

نکات روانشناختی فیلم :

  • رنجهای عظیم خانوادگی سر منشا اجتنابهای شدید زندگی مثل اعتیاد است . انگار فرد فقط میخواهد نشئه باشد که لحظاتی رنج نکشد در حالیکه رنج با قوت در ناخودآگاه ما حضور دارد و بالاخره تله بی ارزشی فعال میشود و فرد بارها و بارها میخواهد خودش را از بین ببرد.
  • فیلم به شکلی زیبا مادر غایب ( ضعیف در برابر پدر زورگو) و نقش غیر مستقیمش در آسیب شدید روانی فرزند را نشان میدهد. ( النور مادری همیشه الکلی است)

  • در جایی از اپیزود ۴ و ۵ است که میبینیم هیولایی مثل دیوید ملورز( پدر ) به راحتی توسط پسر ، پاتریک در حال بازسازی است. پاتریک نیز با میگساری های بی مسوولانه خود ، فرزندانش را در نا امنی شدید قرار میدهد و چون آنها را مورد ازار جنسی قرار نداده ( مثل پدرش) دلیل نداره پدر خوبی باشد که نیست ! زیرا او دارد با بی بند و باری مواد و سیگار و الکل و بعضا سکس خارج از ازدواج ، خودش و خانواده اشد را از بین میبرد.
  • سایه شخصیتی بخشی از زندگیمان است که از مواجهه با آن میهراسیم و ممکن است آنرا خودمان زندگی کنیم. کسانی دم از آزادی حقوق مردمان میزنند و بعد از ساقط کردن صدام ، خود دست به فسادی گسترده تر از او با بیت المال مردم عراق میزنند !
  • نقش زن پاتریک در این فیلم به عنوان زنی دارای اصول و مهربان اما جدی ، بی نهایت حیرت آور است.

 

تحلیل خوب رضا حاج محمدی را اینجا خواندم.

تحلیل محمود صادقلو گیوی را اینجا خواندم .

فیلم Maze مسیر پر پیچ و خم

 

نوشته هیولا شدن یا نشدن، مساله اینست( درباره مینی سریال Patrick Melrose=پاتریک ملورز) اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

آیا ثروتمندی و خودسازی، بالاخره آشتی میکنند؟

یکی از نکاتی که ذهنم را سر این سریال پاتریک ملورز  درگیر کرد ، شخصیتی بود که در قسمت چهارم و آخر میبینیم : مردی ایرلندی که سخنران مباحث شادمانی درونی و برگزاری جلسات مدیتیشن و …است. تیپی راحت دارد و اهل “زندگی در حال” است و تجسمی است از ضدیت با سیستم دقیق و اتوکشیده انگلیسی. به جای اشتغال در یک دپارتمان شق و رق در دوبلین یا لندن ، آمده به جنوب فرانسه در باغ یک پیرزن تنها و با شاگردان گیتار میزنند و میخوانند و مینوشند و چهارچوب خاصی هم رعایت نمیکنند و از تنهایی پیرزن ثروتمند نهایت بهره را میبرند به نحویکه او نیز میپندارد با بخشیدن این باغ زیبا به این جماعت، معنایی به این هستی میبخشد در حالیکه او به خاطر یک عمر میخوارگی و بی معنایی است که همچنان به “مفید نبودن” ترسناک خویش ادامه میدهد منتها شوربختانه فکر میکند اگر اسباب شادی و بیکارگی تعدادی بازنده loser از زندگی و مسوولیتهایش را فراهم کند ، کاری مفدی در این زندگی کرده است ؛ او کل این ثروت عظیم و کاخ را وصیت میکند که بعد از مرگش بدانها ببخشند؛

آن جماعت دل به نشاط هم البته وقتی خرشان از پل گذشت تنها کاری که برای پیرزن میکنند ، فرستادن یک نماینده در مراسم تدفین funeral اوست ؛ حالا خود این زن است که کلی بحث برای گفتن دارد ، ما زنی را میبینیم که در مراسم ختم ، چهره ای بسیار خندان از جنس رضایت از زندگی دارد .

طنز در موقعیت متضاد به خوبی شکل میگیرد .

عارف واقعی خندان است از این حیث که در سفر زندگی اش غنایش را از حساب بانکی اش دیگر نمیگیرد بلکه از بی نیازی اش به خیلی از این ابزار هویت ساز است که حالش دست خودش است و  دنیا به دمش هم نیست. اما در نسخه جعلی عرفان و “عدم وابستگی نمایشی” این بخش فیلم ، زنی را میبینیم که جهان بینی اش، رفتار تصنعی اش – نه به معنی ریاکاری بلکه با خود فریبی-  سوژه کاملی از طنز میشود ! اصطلاح قرآنیش میشه تسویل ، باب تفعیل از سول. به معنی خود را چنان فریفتن که باور شکل بگیرد.

A band of Hare Krishna followers in Oxford street, London

 

زن خندانِ فارغ از غم دنیا و زندگی کن در حال ، واکنشش در برابر هر مشکلی از بقیه عبارت است از  پذیرش + لبخند + امید ؛ در وهله اول زیبا به نظر میرسد ولی این مدل کریشنایی (که وسط شلوغ پلوغی مدرنیته کسانی را میبینی که لباسهای نارنجی پوشیده اند و وسط oxford street لندن ساز میزنند و میخوانند و عبور میکنند) ،بیشتر یک ” واکنش دفاعی” ساده است به شلوغی مدرنیته نه یک سیستم رهایی بخش انسان ! رقص خوب است ، آواز خوب است ولی ما با این مدل نمیتوانیم مساله قاچاق وسیع زنان و کودکان ، اعتیاد ، جنگ تسلیحاتی و یازده میلیون پناهنده سوری و قحطی کودکان اسکلتی یمن و …را حل کنیم.

نسخه آن تصوف واکنشی( نه همه تصوف) و بخش زیادی از مردمان رقصنده نارنجی پوش خیابانهای اروپا ،نهایتا  دعا و خلسه است؛ نوعی اجتناب کادوپیچ شده نه کنش فعال انسان مدرن که هم معنا میخواهد هم عقل و تدبیر.

تکلیف اویی که معنویت میخواهد نه حماقت ، عقل میخواهد نه خشونت چیست ؟

گاهی اوقات فکر که میکنم میبینم مدلهای زندگی کریشنایی ، هسته اصلی فلسفه شان ، متفاوت بودن و اعتراض به زندگی مدرن و ماشینیسم خرد کننده فعلی است! شبیه “تصوف” که علیه اشرافی گری خلفای عباسی پاگرفت و هم شریعت زدگی مردمان عصر را به سخره گرفت هم اشراف زدگی مردم را چنانکه  تصوف ما تقریبا ضد دنیا و شریعت شد که تا الان هم ادامه یافته و  صوفیان خار چشم فقیهان هستند و بالعکس.

حقیقت تلخ :

مدلی که هم به دین و شریعتش اهمیت قائل بشود و هم ثروت و تولید ثروت و اشتغال را ارج بنهد ، بقدری در تاریخ تصوف کم شمار  است  که تعجب آور است ! اساسا مساله تاریخ و مردم ما نبوده و نمیشه کسی را هم ملامت کرد ولی مساله فقر فرهنگی و درهم و دیناری مساله تاریخی ما همیشه بوده.

تقریبا در تاریخ تصوف ، هر نوع ثروتی زمینه ساز گرفتاری صاحب آن تفسیر شده است. پس تکلیف سلیمان و داوود در انبیا چه میشود ؟

من اینجا حرفهای دیگر هم دارم که احتمالا مجالش این نوشته نیست …جامعه ای که مشکل فلسفی با پول داشته باشد ، عرفایش همه فقیرند . عرفانش میتواند عقده پرور بشود زیرا نیازهای ساده را مبدل به شق القمر میکند . اکثر گشایشهای درونی و مکاشفات محصول خودداری جنسی است در این نوع خودسازی ! تقریبا کسی در ادبیات عرفانی ما به خاطر راه اداختن کار مردم نبوده که صاح کشف و شهود بشود ولی تا دلتان بخواهد عرفایی داریم که در جوانی به شهوات خود که پشت دستی زده اند ، انواع حکمتها از درونشان جوشیده است ! خب آدم به شک می افتد که این نوع مسائل ، معضلات روانی نویسندگان صوفیه بوده است تا واقعیت رشد و توسه جان عرفا !

عرفان و تصوف ما تقریبا فردی و نیمه خصوصی است ( individualism)

برای مثال در خروجی این نوع معرفت ، عارفی نداریم که راحت برای صد میلیون نفر گرسنه برنامه غذایی ترتیب دهد زیرا باید برنامه ریزی بلد باشد…گانت پارت بلد باشد بکشد…لجستیک داشته باشد…از نظر تربیت عرفانی یا صوفیه ما ، اینها همه اشتغال به دنیا است اما وقتش رسیده که بگوییم تولید ثروت و پاک ماندن و فکر منفعت خود و جمیعی از آدمیان بودن و چراغ امید مردمان را روشن و پر فروغ نگه داشتن ، کار عظیمی از لحاظ رشد روحی  هم  است. اگر علی(ع) امروز روزی زنده بود، کیسه نان به دوش نمیکشیدند ، احتمالا برنامه ریزی میکردند برای میلیونها تشنه و گرسنه معرفی و غذایی و …

علیرضا شیری- لندن- ۳۰ مهر ۹۷

مطالب مرتبط

  • هیولا شدن یا نشدن، مساله اینست( درباره مینی سریال Patrick Melrose=پاتریک ملورز)
  • فیلم Maze مسیر پر پیچ و خم
  • عملیات نهایی operation finale

نوشته آیا ثروتمندی و خودسازی، بالاخره آشتی میکنند؟ اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

اختلاف فرهنگی من با خانواده ام، برایم رنج آور است

✍ پرسش:

برای شخصی که کلاس فرهنگی و اجتماعیش با خانواده و اقوامش فرق میکنه و از این فرق داره رنج میبره، آیا مهاجرت میتونه تسکین خوبی باشه؟ یا ازدواج و به صورت کامل مستقل شدنش چی؟ توی دوره رهایی از بی ارزشی از یکی پرسیدید کسی هست که اختلاف کلاس فرهنگیش با خونواده جزو «من خوب نیستماش باشه؟!» ولی در ادامه کسی چیزی نگفت و شما در موردش صحبت نکردید. ممنون میشم به این سؤالم پاسخ بدید.

 

🎧 پاسخ صوتی دکتر شیری:

 

👈 آموزش غیر حضوری مرتبط: «ازدواج مثبت ۳۶۰»

 

نوشته اختلاف فرهنگی من با خانواده ام، برایم رنج آور است اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.

ببخشید جیب شما چند وجبه؟!

خانم رعنا شمس که افتخار همکاریشون را در هفته نامه همشهری جوان و از طریق آقای امین داشتم، فرمودند گفتگویی از سوی ایران دخت درباره اقتصاد ازدواج می خواهند.
فرصتی فراهم کردیم و به گفتگو نشستیم که بخشهاییش را در اینجا میگذاریم.
دکترشیری

 

✔️آقای دکتر شیری، نظر شما در مورد این که در جلسات خواستگاری از مسائل اقتصادی بپرسیم چیست؟ باب پرسش این سوالات را باز کنیم یا نه؟

اقتصاد بخشی از زندگی آدم است که با مشترک شدن زندگی‌اش نه تنها کمرنگ‌تر نمی‌شود، بلکه اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کند. این مسئله هم مثل سلامتی همیشه با ما همراه است و نمی‌شود آنرا تفکیک کرد. اما اینکه این پرسش را چطور باید مطرح کرد، با توجه به جنسیت سوال‌کننده تفاوت وجود دارد.

با توجه به بستر زمانی‌ای که در آن قرار داریم، یعنی با توجه به اینکه اولین بار است که با این شدت با دخترانی مواجه‌ایم که تحصیلات عالیه دارند، شاغل‌اند و بعضا درآمدهایی بیشتر از مردان دارند و مستقل‌اند؛ باید به نکات زیادی توجه کنیم. این دختران چگونه باید بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنند؟ بهتر است قبل از ورود به این بحث، به چند مورد اشاره کنیم. وقتی جامعه‌ به سوی کاپیتالیسم پیش می‌رود، زن به عنوان نیروی کار ارزان‌تر نسبت به هم‌ارز مردانه‌ خود دیده می‌شود و این ادامه نردبانی است که زن را استثمار می‌کند. اگر شرایط برابر باشد، کارفرما حقوق برابری به کارمندان زن خود نمی‌دهد. خب، با این حساب دختر در این سیستم باید حواسش را جمع کند که دارد چه چیزی به دست می‌آورد و چه چیزی از دست می‌دهد. معدل زندگی یک دختر ۳۵ ساله را چه چیزی بالا می‌برد و معدل زندگی یک پسر ۳۵ ساله را چه چیزی بالا می‌برد؟

👈یک دختر ۳۵ ساله اگر ازدواج کرده باشد و فرزند هم داشته باشد یک دفعه می‌بینیم معدل امتیاز زندگی‌‌اش خیلی بالاتر از دختری می‌رود که ۳۵ ساله ا‌ست و هنوز ازدواج نکرده، ولی مثلا موقعیت کاری خوبی دارد.

ملاک امتیاز دادن به زندگی یک دختر ۳۵ ساله نباید همانی باشد که به پسر ۳۵ ساله امتیاز می‌دهد وگرنه دختران استثمار می‌شوند. دختران ما تا قبل از ازدواج به مشکل زیادی برنمی‌خوردند، چون در سیستم مردانه دارند امتیاز می‌گیرند؛ یعنی سیستم مردانه به آنها نمره می‌دهد که نمره‌شان بالاست. اما اگر با سیستم زنانه خودشان امتیازدهی شوند، نمره‌ بالایی نمی‌گیرند. دختران ما چون سربازی نمی‌روند، نسبت به پسران دو سال زودتر وارد بازار کار می‌شوند و به دلیل اینکه معمولا بهتر درس خوانده‌اند، راحت‌تر شاغل می‌شوند و چون همان حس مسئولیت‌پذیری زمان درس خواندن را با خود همراه دارند، ارتقاء شغلی هم می‌گیرند. اما این تا زمان ازدواج مشکلی ایجاد نمی‌کند، هر چند گاهی در خود ازدواج هم تاثیر می‌گذارد، چون بعضی مردان این‌قدر کار کردن را دوست ندارند که البته خیلی هم بی‌راه نیست. درست است این حرف که به دختر بگوییم «تو قانون کار را رعایت نکن و ۸ ساعت تمام سر کار نرو و بیشتر در خانه باش» در حوزه اجتماعی چندان عملیاتی نیست، اما اگر باانصاف به ماجرا نگاه کنیم، زندگی‌ای که مرد و زن هر دو ۸ صبح از خانه خارج شوند و ساعت ۵ بعدازظهر به خانه برگردند درست یا غلط به سمت قهقرا پیش می‌رود. نکته دیگر این است که زنان شاغل بعد از بچه‌دار شدن باید در میزان ساعت کار خود تجدیدنظر کنند و اگر چنین چیزی ممکن نیست، نقش‌های داخل منزل را با همسر یا کسی که بتواند به او کمک کند، تقسیم کنند.

👈خیلی توقع بی‌جا و زیادی است که بخواهیم خانم هم به کار بیرونش برسد و هم امور خانه را مدیریت کند و از همه مهم‌تر از تربیت و نگه‌داری بچه‌اش هم کم نگذارد.

با توجه به نکاتی که گفته شد، در جامعه‌ و شرایط امروز، ناگزیر به پرسش هستیم. اما نکاتی را باید برای سوال پرسیدن در نظر گرفت. این‌که دختر کیست؟ چه‌قدر تحصیلات دارد؟ چندوقت است کار می‌کند؟ برای چه کار می‌کند؟ مثلا به دختری که به خاطر ضعف مالی پدرش از ۲۲سالگی کار کرده نمی‌شود گفت کار نکن. می‌خواهم بگویم نسخه مشترکی چه برای دختر و چه برای پسر نمی‌شود نوشت.

 

✔️چه طور می‌شود از خصوصیتی مثل دست‌ودلبازی یا خساست طرف با سوال اطلاع پیدا کرد؟

با معاشرت. این طور چیزها را فقط می‌شود با رفت‌وآمد فهمید. درست است که آدم‌ها در این رفت‌وآمدها با ویترین‌شان وارد می‌شوند، اما باز هم می‌شود چیزهای خوبی فهمید. مثلا کسی که با همه معذورات مالی این‌قدر شعور دارد که برای جلسه خواستگاری یک دسته‌گل درخور و شایسته تهیه می‌کند، یعنی جنم پول خرج کردن را دارد. می‌دانید بعضی‌ها دارند، ولی دل خرج کردن ندارند. همین‌ هم که کسی ویترینش را خوب نگه می‌دارد، چیز خوبی است. توجه داشته باشید که حفظ ظاهر سوا از ظاهرسازی دروغین است.

 

✔️چه طوری سوال بپرسیم که بهترین و درست‌ترین جواب را بگیریم؟

برای اینکه بتوانیم بپرسیم بهتر است شروع کنیم از خودمان بگوییم؛ بعد با به دست آوردن همراهی و همدلی طرف مقابل او را در بحث شریک کنیم. مثلا: من ۳ سال است کارمند فلان شرکت هستم و درآمدم در ماه ۸۰۰هزار تومان است. فکر می‌کنم با توجه به کارم درآمد مناسبی‌ است. شما چه‌طور؟ اما اینکه چقدر باید روی این موضوع دقیق شد؟ باید بگویم زیاد نمی‌شود. مردان ایرانی یک فکری دارند که نمی‌دانم از کجا آمده؛ می‌گویند نباید در مورد درآمدمان با زنان صحبت کنیم. من می‌گویم زنان نباید زیادی کاوش کنند و مو را از ماست بیرون بکشند و بخواهند ته و توی ماجرا را در بیاورند که مثلا آقا تا تومان آخر پولش را کجا خرج کرده. این کار اساسا به هویت مرد که می‌خواهد سکاندار زندگی باشد، ضربه می‌زند. متاسفانه خانم‌ها سریعا بحث دوست نداشتن و بی‌اعتمادی مردان نسبت به خودشان را پیش می‌کشند. نه، این کار به هیچ کدام از این دلایل نیست! جنس مرد جوری است که فقط می‌تواند کلیات را به اشتراک بگذارد و اگر هم جزئیات را به اشتراک بگذارد، آن‌هم با هم‌جنس خودش است.

 

✔️پرسش نهایی. آیا پرسش در مورد مسایل اقتصادی استنباطی است؟ یعنی باید به آن‌چه صرفا از معاشرت کردن فهمیدیم قناعت کنیم؟

نه. حتما باید شفاف سوال مطرح کنیم. حتی اگر بدانیم طرف چه شغلی دارد و حدود درآمدش چقدر است. با این حال باید از میزان درآمدش و از اهداف کاری‌ا‌ش سوال کنیم: می‌خواهی تا کجا پیشرفت کنی؟ چه برنامه‌ای برایش داری؟ اینکه بپرسیم دوست داری پیشرفت کنی؟ که خب یک جواب بدیهی دارد: بله! چه کسی از پیشرفت بدش می‌آید؟! باید پرسید که چطور می‌خواهد به ارتقا شغلی دست پیدا کند. در مجموع کلاس کاری و کلاس مالی، ‌تعیین‌کننده وضعیت و کیفیت معاش اقتصادی حال و آینده مرد است که با توجه به آن می‌توان اطلاعات خوب و درست‌تری به دست آورد.

 

👈 در همین رابطه پیشنهاد می شود: آموزش غیرحضوری «ازدواج مثبت ۳۶۰»

نوشته ببخشید جیب شما چند وجبه؟! اولین بار در مدیا توانگری. پدیدار شد.